ناسخ و منسوخ در قرآن
اقبال آذرشب
دانشجوي كارشناسي ارشد علوم قرآن و حديث ورودي88
چكيده
نسخ در لغت به چند معني بكار رفته كه عبارتند از تغيير، ازاله، ابطال و انتقام، معناي حقيقي نسخ همان ازاله است، نسخ از قرن چهارم تا دوره معاصر مورد بحث قرار گرفته اقسام نسخ در قرآن همان نسخ تلاوت و حكم نسخ تلاوت بدون حكم و نسخ بدون تلاوت. قرآن شناسان شيعه و سني معاصر تعداد آيات منسوخ را بسيار و اندك ميدانند تا جايي كه آيه الله خويي معتقد است كه فقط آيه نجوا نسخ شده است.
كليد واژه: ناسخ- منسوخ- ازاله- تغيير ...
پيشينه موضوع
پيشينه تاريخي آن از صدراسلام تا كنون شناخت ناسخ و منسوخ از اهم علوم قرآني بوده طبق ضبط مورخين تاريخ و علوم قرآن اولين شخصي كه درباره اين موضوع در تاريخ اسلام كتاب نوشت قتاده بود سپس يكي از اصحاب امام صادق (ع) به نام محمد بن سائب به اين كار مبادرت ورزيد پس از او نوبت به مقاتل بن سليمان از ياران امام صادق رسيد اما هيچ يك از اين كتابها به دست ما نرسيد.
و اولين كتاب نوشته شده در اين موضوع را الناسخ و المنسوخ ابو عبدالله بن حزم اندلسي ميدانند.
مقدمه
و إذا بَدَّلناء آيهً مکانَ ءآيهٍ واللهُ اعلمُ بما ينزلُ قالوا إنَّما أنتَ مُفتَرِ بل اکثرهُم لا يعلمون[1]
ما هرگاه آيتي را از راه مصلحت نسخ کرده و به جاي آن آيتي ديگر آوريم در صورتي که خدا بهتر داند تا چه چيزي نازل کند ميگويند تو بر خدا هميشه افترا ميبندي چنين نيست بلکه اکثر آنها نميفهمند.
چنانکه ميدانيم از همان ابتداي نزول کلام حق به خاطر خارقالعاده بودن قرآن منافقين و انديشمندان گمراه به دشمني با اين معجزه جاويد پرداخته و پيوسته کوشيدهاند که جريان فهم قرآن را از مسير حق خارج نموده و جامعه را به انحراف بکشانند و دامنه اين اختلافات را به تمامي احکام قرآن سوق دادند.
از جمله مسائل اختلافي مسأله نسج ميباشد که از نظر امام علي (ع) کليه فهم قرآن در مسائل و احکام تشريحي اسلام است. اين اختلافات از آغاز سده چهارم شروع گرديده است.
تعريف لغوي و اصطلاحي نسخ
نسخ در لغت به معاني مختلف آمده است که عبارتاند از ازاله، تغيير ابطال و چيزي را به جاي چيز ديگر قرار دادن است.
راغب اصفهاني گويد نسخ يعني ازاله و زايل کردن چيزي به چيز ديگر گاهي از نسخ معني از بين بردن و گاهي مفهوم اثبات کردن فهميده ميشود.[2]
نسخ در لغت به معناي ازاله است، وقتي گفته ميشود
نَسَخَتِ الشَّمسُ الظِّل
يعني خورشيد سايه را برداشت و ازاله کرد.
خليل بن احمد فراهيدي ميگويد نسخ و انتساخ از روي چيزي نسخهبرداري کردن است نقل و نسخ يعني ازاله امري که بدان عمل شده سپس آن را با يک چيز جديدي زايل کرده و بر ميداري.[3]
عهده لغتشناسان نسخ را به همان سه معناي ازاله و نقل و ابطال معني کردهاند.
نسخ در اصطلاح
در بين علماء در معناي اصطلاحي نسخ اختلاف نظر ديده ميشود.
مرحوم شيخالطائفه مينويسد: استعمال اين لفظ در معناي اصطلاحي برخلاف معناي لغوي آن است، اگرچه در بين، تشابهي نيز هست چون وقتي ميگويند حديث دلالت ميکند، که حکمي که قبلاً ثابت بود و توسط بعضي، از احاديث، مشروع گشته بود فعلاً زايل و برطرف شده است و چون حکم سابق، قطع نظر در حديث متأخر ثابت ميماند پس حديث متأخر زايل کننده است.[4]
از غزالي نقل شد که گفته: نسخ، خطابي است که دلالت ميکند بر انتفاء حکم اول که توسط خطاب اول ثابت شده بود و اگر خطاب متأخر نميآمد ثابت ميماند فخر رازي گفته نسخ لفظي است که ظاهر در انتفاء بعضي از شرائط دوام حکم اول است.[5]
آيتالله خويي در البيان نسخ را چنين تعريف کرده:
نسخ در اصطلاح خاص علمي و دانشمندان ديني با الهام از معناي لغوي آن عبارت است از برداشتن حکمي از احکام ثابت ديني در اثر سپري شدن وقت و مدت آن، يعني تغيير يافتن حکم چيزي يا سپري شدن وقت و دوران آن حکم.
و اينکه در تعريف نسخ اصطلاحي، کلمه ثابت را اضافه نموديم به دليل اين است که اگر حکم ثابت نباشد و با تغيير موضوع تغيير پيدا کند نسخ ناميده نميشود، مانند برداشته شدن وجوب روزه ماه رمضان با سپري شدن ماه رمضان که آن را نسخ نمينامند زيرا وجوب روزه هميشگي نيست و موضوع آن ماه رمضان است که با تمام شدن به وجوب روز هم تغيير پيدا ميکند و مانند تمام شدن وجوب نماز با تمام شدن وقت آن که هيچ يک از اينها نسخ ناميده نميشوند، زيرا در همه اين موارد موضوع حکم از ميان رفته است نه خود حکم و برداشته شدن حکم با تغيير موضوع، نه نسخ ناميده ميشود و نه از نظر امکان وقوع در ميان علما و دانشمندان مورد اختلاف و گفتگو ميباشد.[6] علامه طباطبايي ميگويد نسخ به معناي کشف از تمام شدن عمر حکمي از احکام است.[7]
امکان نسخ
بهترين دليل براي امکان نسخ و عدم امتناع آن، همان وقوع آن است که در شرع اسلام وارد شده است و در قرآن کريم نيز آياتي هست که ناسخ احکامي است که در سابق به وسيله ديگر ثابت بوده است و آيات ديگر هم هست که نسخ آنها مورد ادعاست با اين حال فرقهاي از يهود معتقد شدند که نسخ محال و ممتنع است و در بيان و اثبات آن گفتهاند نسخ مستلزم اجتماع صلاح و فساد است زيرا چيزي که در زماني شروع بوده لابد داراي مصلحتي است پس اگر آن را نسخ کنيم، يعني بقائش داراي مفسده است پس شي واحد هم داراي مصلحت و هم مفسده ميشود و اين محال است. در جواب اين اشکال گفته شده حسن و قبح اشياء هميشه ذاتي نيست بلکه چه بسا بحسب جهات و اعتبار، ملحوظ ميشود و چيزي که در يک وقتي داراي مصالح است و در وقت ديگر مفسده دارد، چنانچه در دواها، بلکه در مطلق مأکولات و مشروبات ملاحظه ميشود که چگونه دوائي که در وقتي مصلحت داشت و در وقت ديگر مضر و مفسدهآور است، نسخ بدين منوال است.
کساني که نسخ را محال دانستهاند استدلال کردند به اين نسخ که از جهل ناشي ميشود براي خداي متعال محال است اشکال فوق چنين جواب داده شود به اينکه نسخ در واقع دفع است نه رفع يعني در موارد نسخ، اجل و مدت حکم تمام است نه اينکه حکم باقي است و نسخ، آن را بر ميدارد و بداء در خداوند نيز نسخ و ندامت نيست بلکه ابداء است يعني خداي تعالي از اول براي حکمت و مصلحتي حکم را بظاهر دائم ميآورد ولي در واقع دائمي نيست و وقتش تا زمان نسخ، بيشتر نبوده است.
اين اشکال از طرف يهود بوده که بين ما و تمام اهل کتاب مشترک است زيرا در عهدين نيز نسخ موجود است.
اقسام نسخ در قرآن
نظريه مشهور ميان مفسران و اصوليين اين است که نسخ در قرآن به چند صورت متصور ميباشند و هر صورت هم مدعيان و قائلاني دارند. در اين جا نخست سه صورت از نسخ را که عامه مدعي آن هستند ذکر ميکنيم، سپس به بيان نظريات علماي شيعه در اين زمينه ميپردازيم.
نظر علماي اهل تسنن درباره نسخ
اول: آنکه تلاوت آيهاي نسخ گردد؛ در عين حال حکم مذکور در آن آيه به قوت خويش باقي بماند براي اين قسم از نسخ مسئله رجم (سنگسار کردن زناکار) را عنوان ميکنند به اين بيان که ميگويند: در قرآن مجيد آيهاي وجود داشته است مبني بر اين که مرد همسردار مرتكب اگر عمل زشت زنا شود محکوم به رجم است ولي تدريجاً تلاوت آن آيه نسخ اما همچنان که ميبينيم حکم مذکور در شريعت اسلام باقي مانده است.
مدعيان اين نوع نسخ دليل قاطعي بر مدعاي خويش ندارند و تنها به بعضي از اخبار واحد استدلال نمودند مانند حديث ذيل روي عن عمر بن الخطاب قال: نص آيه الرجم
«إذا زني الشيخ و الشيخه فارجمو هما البنته نکالاً من الله و الله عزيز حکيم» نُسِخَت تلاوتها و بَقِيَ حُکمُها.[8]
از عمر بن خطاب روايت شده که گفت نص آيه رجم اين چنين است: زماني که مرد و زن سالمند زنا کنند، هر دو را سنگسار کنيد اين مجازاتي است از جانب خدا که خداوند صاحب عزت و حکمت است
تلاوت اين آيه نسخ شده ولي حکم آن باقي مانده به هر حال واضح است که با اين دلايل بي پايه و اساس، اين نوع از نسخ قرآن اثبات نخواهد شد.
دوم: آنکه هم تلاوت آيه و هم حکم مذکور در آن هر دو نسخ شده باشند که مشروع بودن اين قسم ممکن نيست. مسلمين همه به اين مطلب متفقاند که تحريف قرآن به شکل حذف آيات از کتاب قطعاً صورت نگرفته است؛ لذا براي اثبات اين صورت از نسخ حتي اگر دليل متواتر هم اقامه ميشد باز هم حجيت نداشت تا چه رسد که در اين مورد از خود عامه هم خبر واحد رسيده است که سابقاً از قول عاشيه ذکر گرديده. در اينجا به عنوان نمونه، کلام زرکشي صاحب البرهان را در مورد نسخ آيه و حکم نقل ميکنيم نوعي از نسخ آن است که آيه و حکم هر دو با هم نسخ شوند که در اين صورت نه قرائت آيه و نه عمل به حکم آن جايز نيست مانند آيهاي که ده بار شير دادن را موجب محرميت ميداند سپس به پنج بار شير دادن نسخ شد عاشيه ميگويد از چيزهايي که نازل شده ده مرتبه مشخص شير دادن بود اين حکم با پنج مرتبه مشخص نسخ شد و سپس رسول خدا (صلي الله عليه) وفات يافت. زرکشي براي اين نوع نسخ به قول عاشيه آيه تحريم (عشر رضعات) را به عنوان مثال ذکر ميکند.
بنابراين نسخ قرآن به اين صورت حتي نزد خود اهل سنت که مدعيان آن هستند ثابت نيست.
سوم: برخي آيات کريمه قرآن که نشانگر نسخ حکمي ثابت در شرايع سابق هستند. همچنين پاره از آيات، بعضي از احکام الهي را که در ابتداي اسلام ثابت بداند نسخ کرده پس حکم جديدي را تثبيت ميکنند مانند آياتي که درباره تغيير قبله نازل گرديده است.
نظر علماي شيعه درباره نسخ
علماي شيعه که پيرو ائمه معصومين است انواع نسخ را به اشکال ديگر ترسيم نموده و توضيح دادهاند ما به صورت اختصار به ذکر آنها ميپردازيم.
شکل اول: حکم ثابت در قرآن کريم به واسطه خبر متواتر يا به اجماع قطعي تغيير کند اين نوع نسخ عقلاً و شرعاً مانعي ندارد ولي بايد به اين نکته توجه داشت که نسخ حکم آيه قرآن با خبر واحد ثابت نميشود لذا اگر در مواردي خبر متواتر به دست نيامد و يا اجماع قطعي محقق نگرديد حکم کردن به نسخ مشکل خواهد بود.
شکل دوم حکم ثابت در قرآن توسط آيه ديگر از قرآن نسخ شود که آيه ناسخ به حکم آيه منسوخ نظارت کند و آيه ناسخ بر مبناي حکم نسوخ باشد براي اين شکل از نسخ ميتوان آيات مربوط به تغيير قبله را مثال زد.
نسخ و آيات قبله
تغيير قبله از بيتالمقدس به کعبه در سال اول هجرت رسول اکرم اتفاق افتاد و حکم آن اگرچه به طور اشاره در قرآن آمده ولي در روايات مختلف با صراحت مسئله قبله منسوخ مطرح شده خداوند در سوره بقره در دو مرحله به اين تغيير اشاره کرده
قَد نري تَقَلُّبَ وَجهِکَ في السماء فلنو لينک قبلهً ترضاها فَوَلِّ وَجهِکَ شَطَرَ المَسجِدالحرام و حَيثُ ما کنتم فولوا وجوهکم شطرهُ.[9]
ما گردايندن رويت در آسمان را نيك ميبينيم پس رويت را به سوي قبلهاي که ميپسندي بر ميگردانيم. اکنون رويت را به سوي مسجدالحرام بگردان و هر کجا هستيد به سوي آن رو کنيد.
اين آيه درخواست تغيير قبله را ذکر ميکند و حکم ثابت قبلي را منسوخ مينمايد.
و آيه شريفه
و من حيث خرجت فول وجهک شطر المسجدالحرام و حيث ما کنتم فولوا وجوهکم شطره لِئلايکون الناس عليکم حُجَهً إلاالذين ظلموا منهم فلا تخشوهم.[10]
از هر کجا خارج شدي رويت را به سوي مسجدالحرام بگردان و هر کجا که باشيد رويتان را به سمت آن بگردانيد تا مردم را بر شما حجتي نباشد مگر کساني از ايشان که ستم کردند از اين رو از ايشان نترسيد بلکه از من بترسيد و براي آنکه نعمتم را بر شما تمام کنم و شايد هدايت شويد.
اين آيه دقيقاً ناظر بر آيه قبل است و بيان ميکند که پيامبر اسلام از آن جهت از روي آوردن به قبله يهود ناراحت بود که يهوديان با تمسک به همين موضوع آن حضرت را صاحب شريعت مستقل نميدانستهاند لذا خداوند متعال با نسخ حکم قبله سابق و بيان ديگر احکام نسخ شده شريعت قبلي، حقيقت شريعت اسلام و استقلال آن را ثابت کرد.
بسياري از دانشمندان علوم قرآن نسخ را در قرآن به سه قسم تقسيم نمودند نسخ تلاوت و حکم: اين گروه معتقدند که آيه يا آياتي بوده که تلاوت آنها همراه با حکمشان نسخ گرديده اين قسم از نسخ مستلزم وقوع تحريف در قرآن است با نسخ تلاوت بدون حکم: منظور از اين نسخ اين است که لفظ آيهاي نسخ گرديده و از متن قرآن حذف شده ولي حکمي که با آن آيه نازل شده است همچنان ادامه دارد کساني که به چنين نسخي معتقدند ميگويند در سوره نور آيه رجم وجود داشته پس تلاوت آن نسخ گرديده ولي حکم رجم پيرمرد و پيرزن زناکار همچنان باقي است.[11]
به عقيده شيعه اين قسم از نسخ نيز همانند قسم اول ممنوع بوده و در قرآن اتفاق نيفتاده است.
ج: نسخ حکم بدون تلاوت: اين قسم تنها قسمي است که نسخ در آن واقع شده آياتي از قرآن مجيد که نسخ گرديدهاند نسخ فقط در ناحيه حکم آنها واقع شده اما لفظ آيه و تلاوت همچنان در قرآن محفوظ مانده است. در اين قسم سه نوع نسخ مورد بحث قرار گرفته:
الف: نسخ قرآن به قرآن
ب: نسخ قرآن به خبر متواتر
ج: نسخ قرآن به خبر واحد
در مورد اول بحثي وجود ندارد در مورد دوم دانشمندان اختلاف نظر دارند برخي قائل به جواز و برخي ديگر قائل به منع آن شدهاند. آيتالله خويي در اين مورد معتقد است حکم ثابت به وسيله قرآن با سنت متواتر يا با جماع قطعي که کاشف از صدور نسخ از معصوم باشد نسخ ميگردد در اين نوع نسخ اشکال عقلي و نقلي وجود ندارد.[12]
شرايط نسخ
يکي ديگر از مسائل مهم به نسخ شرايط تحقق نسخ ميباشد، در اين زمينه نظريههاي گوناگوني وجود دارد که به بررسي بعضي از آنها ميپردازم.
الف. وجود دليل معتبر به ثبوت حکم منسوخ و ابطال و رفع آن به دليل حکم جديد.
ب. شريعت حکم يعني هم حکم ناسخ و هم حکم منسوخ از طرف شارع حکيم و قانونگذار ازلي باشد نه عقلي.
ج. حکم منسوخ نه موقت به زمان خاصي باشد و نه به قيد ديگري، اما حکم منسوخ اگر منصوص به ابديت باشد، منافاتي با نسخ ندارد.
شرايط نسخ از نظر معدهادي معرفت
1- وجود تنافي ميان ناسخ و منسوخ و عدم امکان جمع آنها
2- اختصاص نسخ به احکام شرعي اعم از تکليفي و وضعي و نيز عدم تبديل موضوع مانند تبديل حالت اختيار به حالت اضطرار به مسافر
عدم تعارض و اختلاف در قرآن
يكي از مباني نظري عالمان گذشته در شناخت آيات ناسخ و منسوخ پذيرش امكان و وقوع تعارض در قرآن بوده است.
زرقاني تحت عنوان راههايي شناخت نسخ درباره ضابطه مذكور مينويسد
چنانكه داشتيم در تحقق نسخ وجود تعارض حقيقي ميان دو دليل شرعي لازم است، به تعارض كه جمع دو طرف آن بنابر هيچ وجهي از تأويل ممكن نباشد، در اين صورت چارهاي جز اين نداريم كه براي رفع تناقض از كلام شارع حكيم يكي از آن دو را فاسخ و ديگري را منسوخ بدانيم.
صاحبالبيان با نكته سنجي خاصي به تبيين مفهوم تعارض در قرآن ميپردازد و نشان ميدهد كه كدام وجه تعارض در قرآن ممكن نيست، به نظر وي تعارض را دو گونه ميتوان فرض كرد، تعارضي كه در دو حكم به موضوعات مختلف احساس ميشود و تعارض كه دو حكم متنافي ناظر بر موضوعي واحد مشاهده ميشود وي تعارض نوع دوم را در قرآن عقلاً جايز و ممكن ميداند زيرا في الواقع اين نوع از تعارض مبين رفع در نسخ است و نه تعارض حقيقي هر چند در بررسي آياتي كه در آنها ادعاي نسخ شده وقوع آن را نفي ميكند.
امكان وقوع نسخ در قرآن
قرآن مجيد خود در چند آيه به وقوع نسخ در قرآن تصريح فرموده است
ما نَنسَخ مِن آيهٍ او نُنسِها نَأتِ نجيد منها او مثلها[13]
يَمحُوا الله ما يشاءُ و يثبت و عِندَهُ ام الكتاب[14]
نسخ دو معنا دارد معناي حقيقي نسخ عبارت است از: پديد آمدن رأي جديد، با اين توضيح معلوم ميگردد كه هيچ مانع عقلي براي وجود نسخ به اين معنا در اقلام ديني وجود ندارد و آنان كه امكان وقوع نسخ را انكار كردند معناي حقيقي و مجازي نسخ را از هم تميز ندادهاند آيه 39 سوره رعد ميفرمايد خدا آنچه را بخواهد محو يا اثبات ميكند و اصل كتاب نزد اوست معناي آيه اين است که خداوند در هر زمان کتابي و حکمي دارد يعني فضايي دارد، او آنچه را از اين کتاب و احکام و فضاها بخواهد محو ميگرداند و آنچه را بخواهد اثبات ميکند، يعني فضايي را که در معرفتي ثابت بوده است، تغيير داده در زمان بعد فضايي ديگري را جايگزين آن مينمايد اما خداوند فضايي لايتغيري هم دارد که قابل محو و اثبات نيست و آن امالکتاب است و امالکتاب اصل و ريشهاي است که همه فضاها به آن بر ميگردد و از آن ناشي ميشود از نظر علامه اين آيه مختص در احکام نيست بلکه همه حوادث را شامل ميشود.[15]
شبهات منکران نسخ
شبهه اول: نسخ در تشريع که همان پيدايش نظر جديد و آگاهي از مصلحتي است که در آغاز مخفي بوده، بر خداوند محال است. زيرا علم خداوند ازلي است و تبدل و تجدد رأي درباره او پذيرفتني نيست پاسخ اين گروه گمان کردهاند که نسخ در تشريع به معناي حقيقي آن است در حالي که نسخ در اين جا صرفاً به معناي ظاهري است.
شبهه دوم: وجود آياتي منسوخ در قرآن کريم چه بسا سبب اشتباه مکلفان گردد چرا که ممکن است در برخورد با آن آيات به گمان آنکه آيهاي محکم است، به آن عمل نموده يا به مفاد آن ملتزم گردند اين امر اغرا و از خداوند قبيح است.
پاسخ: از آنجايي که مصلحتهاي وجود داشته که تشريع سابق با تشريع لاحق نسخ گردد و مکلفان خود ميدانند که در قرآن ناسخ و منسوخ عام و خاص وجود دارد شتاب در اخذ يک آيه و عمل به آن پيش از آنکه نوع و حقيقت آن شناخته شود بر کسي روا نيست به همين دليل علي (ع) در برخورد با آن قاضي از او ميپرسد آيا تو که فتوي ميدهي ناسخ قرآن را از منسوخ آن ميشناسي.
تعداد آيات ناسخ و منسوخ در قرآن
از جمله مسايل ديگري که مورد نسخ مورد توجه قرار گرفته است، ساير تعداد آيات منسوخ است در گذشته عالماني بودهاند که دهها آيه قرآن را منسوخ ميدانستهاند و کار اين مبالغه تا به جايي رسيد که برخي آيه سيف فاقتلوا المشرکين توبه آيه 5 را رئيسالناسخين لقب دادهاند زيرا به اعتقاد آنها اين آيه تنهايي بيش از 130 آيه را در 52 سوره قرآن نسخ کرده است.[16]
پس به تدريج با ضابطهمند کردن اصطلاح نسخ دايره نواسخ در قرآن محدود گرديده است و نظر محققان متاخر خط بطلان بر نظريه طرفداران فراواني نسخ در قرآن کشيده شده است پيشينيان حدود 500 آيه را از قرآن منسوخ ميدانستهاند.
سيوطي در اتقان ضمن رد عقيده طرفداران کثرت آيات منسوخه در قرآن در يک بررسي درباره آيات نسخ از ابتدا تا انتهاي قرآن موارد معدودي را ذکر کرده که عبارتاند از سوره بقره شش آيه آل عمران يک آيه نساء دو آيه احزاب يک آيه ممتحنه يک آيه مزمل يک آيه
بنابراين آيات منسوخ در نزد سيوطي 21 آيه بوده است.
آيهالله معرفت قائل به نسخ 8 آيه از آيات قرآني بوده.[17]
علامه طباطبايي قائل به نسخ 5 آيه از آيات قرآن بود.
آيهالله خويي تنها يک مورد از آيات قرآن را مصداق نسخ ميداند و آن هم آيه نجوا است/ يا ايها الذين آمنوا اذا ناجيتم الرسول فقدموا بين يدي نجواکم صدقه اشفقتم ان تقدموا بين يدي نجواکم صدقات فإذا تفعلوا و نابالله عليکم فاقيموا الصلاه وأتوا الزکاه و اطيعوا الله و رسوله والله خير بما تعملون.
آيه نجوا در مورد وجوب يک درهم صدقه براي هر ملاقات خصوصي آن هم براي مشمولين طبقه مرفه بود که ياران پيامبر به فاطر بخل و حرص به مال از پرداختن صدقه شانه خالي کرده و از ملاقات خصوصي صدقه نظر کردهاند به اجماع همه مفسران به مضمون اين آيه جزء شخص علي (ع) احدي عمل نکرد و پس از آزمايش مسلمانان، آيه توسط آيه بعدي نسخ شده است.[18]
دستهبندي سورههاي قرآن به اعتبار وجود ناسخ و منسوخ
1ـ سورههايي که ناسخ و منسوخ ندارند 43 سوره
2ـ سورههايي که ناسخ و منسوخ دارند 25 سوره
3ـ سورههايي که فقط آيه ناسخ دارند 6 سوره
4ـ سورههايي که فقط آيه منسوخ دارند 40 سوره
بررسي آيات ناسخ و منسوخ
1ـ آيه عفو و بخشش
فاعفوا و اصفحوا حتي يأتي الله بأمره بقره آيه 109
علامه طباطبايي گويد اين آيه با آيه قتال نسخ گرديد.
قاتلوا الذين لايؤمنون بالله ولا باليوم الاخر سوره توبه آيه 29
2ـ آيه نسخ حرمت زناشويي در شب ماه رمضان
احل لکم ليله الصيام الرفث الي نساءکم، هن لباس لکم و انتم لباس لهن بقره/ 187
در شبهاي روزه، همخوابي با زنانتان بر شما حلال گرديده است آنان براي شما لباسي هستند و شما هم براي آنان لباسي هستيد.
اين آيه با نزولش حرمت را نسخ و حليت نزديکي با همسران را تشريع نمود.
3ـ آيه قبله
ولله المشرق والمغرب فأينما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع عليم
مشرق و مغرب از آن خداست به هر سو رو کنيد خدا آنجاست.
سيوطي ميگويد بنا به رأي قتاده به فرموده خداوند فول وجهک شطر المسجدالحرام منسوخ است بنا به گفته آيهالله خويي اين آيه نسخ نشده بلکه حکم آن با آيات ديگر تقيد و تبصره خورده است و نسخ در آن صورت نگرفته است.
فرق بين نسخ و بداء
بداء همان نسخ است با اين تفاوت که نسخ در احکام و قرآن واقع ميشود و بداء در تکوين و آفرينش به وقوع ميپيوندد. شيعه همچنان که نسخ در احکام الهي را ميپذيرد عقيده به بداء يکي از امتيازات آن محسوب ميشود ولي يهوديان ميگويند يدالله مغلوله يعني دست خدا در ايجاد بداء در جهان خلقت بسته و عاجز است زيرا به همه اينها قلم تقدير و علم ازلي جاري شده است در واقع بداء داراي دو معنا است:
1ـ ظهور بعدالخفا: يعني اظهار آنچه براي بشر مخفي و مجهول بوده است، که به جهت مصلحتي نخست مخفي و آنگاه آشکار گرديده است، مقصود شيعه از بداء همين معنا است. 2ـ منشاء رأي جديد: به معناي پديد آوردن يک رأي و نظر جديد. يعني خدا رأيش عوض شده است، شيعه اين معنا را که مستلزم تغيير در علم خدا و جهل او نسبت به برخي از امور ميباشد نفي کرده و بر اين عقيده است که همه هستي از ابتدا تا انتها يکجا در علم خداوند موجود است چنانکه در قرآن آمده يمحوالله ما يشاء و يثبت عنده ام الکتاب/ روم آيه 4 همه امور عالم قبل از اين و بعد از اين به امر خداست و به اين معنا اشاره دارد پس به نظر مرحوم طبرسي نيز مانند ساير مفسران شيعه بداء به معناي ظهور بعدالخفاء را پذيرفته و بدان معتقد گشته است.[19]
منابع
1ـ قرآن مجيد
2ـ آيتالله خويي، البيان، انتشارات دانشگاه آزاد ـ واحد خويي، چاپ پنجم.
3ـ جوان آراسته، حسين، درسنامه علوم قرآني، ناشر دفتر تبليغات اسلامي، چاپ چهارم، تابستان 1379.
4ـ مولايينيا، عزتالله، نسخ در قرآن، تهران، نشر رايزن، چاپ اول، 1378.
5ـ دياري بيدگلي، محمدتقي، درآمدي بر تاريخ علوم قرآن، قم، انتشارات دانشگاه، چاپ دوم 1387.
6ـ علمالهدي، سيدعبدالجواد، درسهايي از علوم قرآن، ناشر رسول اعظم، چاپ اول 1387.
7ـ ميرمحمدي زرندي، سيدابوالفضل، تاريخ و علوم قرآن، ناشر انتشارات اسلامي، چاپ يازدهم، تابستان 1377.
8ـ سيوطي، عبدالرحمان، الاتفاق في علوم قرآن، انتشارات اميرکبير، تهران، چاپ اول 1363.
9ـ طباطبايي، محمدحسين، الميزان في تفسير قرآن، ترجمه سيدمحمدباقر موسوي همداني، کانون انتشارات محمدي، تهران.
10ـ فصلنامه بينات سال دوازدهم شماره 48، زمستان 1384.
[1]ـ سوره نحل آيه 101
[2]- راغب اصفهاني، مفردات الفاظ قرآن، انتشارات آستان قدس رضوي ج 2، ص 535
[3]- عزت الله مولايي،نسخ در قرآن، تهران، نشر رايزن، ص 77
[4]- ابوالفضل ميرمحمدي زرندي، تاريخ و علوم قرآن، انتشارات اسلامي، ص 204
[5]- همان، ص 205
[6]ـ آيتالله خويي البيان، ناشر دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد خوي، چاپ پنجم، ج 2، ص 469
[7]ـ فصلنامه بينات، ص 88
[8]ـ مسند، احمد بن خبل
[9]- بقره، آيه 144
[10]- بقره، ص 150
[11]ـ حسين جوان آراسته درسنامه علوم قرآني، ص 420
[12]ـ خويي، ابوالقاسم، البيان، ج 2، ص 286
[13]- بقره، 106
[14]- رعد، 39
[15]ـ الميزان، ج 11، ص 375-377
[16]ـ النسخ في القرآن کريم، ج 1، ص 580
[17]ـ جلالالدين سيوطي، الاتفاق في علوم القرآن، ج 2، ص 708-712
[18]ـ مولايينيا، عزتالله، نسخ در قرآن، ص 420، تهران نشر رايزن، 1378